تاریخچه و اهداف شكل گیری مناطق ویژه اقتصادی
 پیشینه روند شکل گیری مناطق صنعتی و ویژه اقتصادی

اصطلاح "منطقه آزاد تجاري" عمري بيش از چند دهه ندارد اما مفهوم مورد نظر از اين اصطلاح و يا حداقل مفهوم اوليه و بسيط آن از سابقه اي طولاني در اقتصاد جهاني برخوردار است. بندر هامبورگ نخستين بندر تجاري آزاد جهان است که در سال 1888 ميلادي با هدفي نزديک به اهداف مورد انتظار از تاسيس مناطق آزاد، در مفهوم امروزي يعني توليد محصولات صنعتي با احتراز از رقابت با توليدات داخلي تاسيس شد.
تامين سرمايه، نيروي انساني ماهر و توانا، فن آوري و آشنايي با روش هاي علمي و فني جديد، آگاهي از تحولات اجتماعي و فرهنگي و برنامه هاي هماهنگ و سازگار براي بهره برداري از عوامل مختلف توليد و نيز بهره گيري بهينه از علم و دانش جهاني، مديريت علمي، داد و ستد کالا، خدمات و دانش فني با خارج از مرز ملي از جمله راهکارهاي ارائه شده براي گريز از توسعه نايافتگي و ورود به جرگه کشورهاي توسعه يافته است و ايجاد مناطق آزاد اقتصادي از جمله ابزارهاي توسعه اقتصادي است که مي تواند با تسهيل دستيابي به عوامل ياد شده رسيدن به توسعه يافتگي را تسهيل نمايد به عبارت ديگر دستيابي به توسعه اقتصادي هدف اصلي کشورها از ايجاد مناطق آزاد است.
مناطق آزاد از ابتدا به عنوان راهکاري براي توسعه کشورها در قالب استراتژي هايي چون استراتژي توسعه صادرات بجاي راهبرد جايگزيني واردات و استراتژي استفاده از اصل مزيت هاي نسبي و راهبرد به کارگيري تجارت خارجي به عنوان عامل محرکه توسعه در نظر گرفته شدند

استراتژي توسعه صادرات به جاي راهبرد جايگزيني واردات در فاصله زماني دو جنگ جهاني تا اوايل دهه 1960 و با هدف جايگزين کردن توليد داخلي به جاي کالاهاي وارداتي شکل گرفت و بازتاب شرايط جنگي و نيز برانگيخته شدن احساسات ناسيوناليستي در دهه 1950 بود که به نوعي راهبرد بي نيازي از خارج و خودکفايي در داخل را دنبال مي کرد. شکست نسبي اين استراتژي در دهه هاي 1970 و 1980 باعث    روي آوري کشورهاي در حال توسعه به  استراتژي ديگري به نام استراتژي توسعه صادرات شد.
موفقيت چشمگير کشورهاي تازه صنعتي شده خاور دور ( ببرهاي آسيايي يعني کشور هاي کره جنوبي، تايوان، سنگاپور ، هنگ کنگ ) در بهره گيري از اين استراتژي و همچنين تغييرات شتابان فنآوری جهاني، به کارگيري اين الگو را سرعت بخشيد. نقش مناطق آزاد در حل مشکلات دوران گذار اقتصاد کشور هاي در حال توسعه از طريق گسترش تدريجي پيوندهاي اقتصاد ملی با اقتصاد جهاني و به حداقل رسانندن مضرات جانبی اين پيوند نیز در این اقبال به مناطق آزاد موثر بود.
در استراتژي دیگر که بر استفاده از اصل مزيت هاي نسبي هر کشور برای توليد کالاهاي ارزانتر و با کیفیت بیشتر در قیاس با سایر کشورها تاکید داشت، مناطق آزاد ابزاري براي بهره گيري هر چه بيشتر از نيروي انساني ارزان، مواد اوليه و کالاهاي واسطه با تعرفه حداقلی و ترويج تجارت آزاد بودند.

پس از جنگ جهاني دوم و تحولات  اقتصادي ناشي از آن در جهان، استراتژي بکارگيري تجارت خارجي به عنوان عامل محرکه و نیز یکی از راهکارهای توسعه در نظر گرفته شد زيرا کشورها با رشد فزاينده تغيير و تحولات فنآوري به اين نتيجه رسيدند که تامين همه احتياجات کشور در داخل ميسر نيست و چاره اي جز تجارت و مبادله کالا و خدمات با ديگر کشور ها وجود ندارد . افزايش رقابت، نوآوري، بالا بردن کيفيت کالا و تحرک اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه نیز تا حد زيادي حاصل تجارت خارجي و روابط اقتصادي کشورها است و مناطق آزاد يکي از مهمترين ابزارهاي تحقق اين استراتژي به شمار می روند همچنانکه مانع از بروز بحران های اقتصادی و اجتماعی هاي ناشي از مراحل انتقالي از یک اقتصاد بسته ملی به اقتصاد جهانی بوده و  امکان هماهنگ سازي سياست هاي داخلي با تحولات جهاني اقتصاد را فراهم مي آورند.

دليل ازدياد مناطق آزاد در کشورهاي در حال توسعه در سال هاي اخير به رغم تاکيد بر يکي از استراتژي هاي ياد شده بيشتر به موانع داخلي رشد اقتصادی اين کشورها و لزوم کسب آمادگی اقتصاد ملی برای هماهنگي با اقتصاد جهاني بر مي گردد زيرا کشورهای در حال توسعه ايجاد مناطق آزاد را کم دردسرترين و ساده ترين ابزار حل وفصل  اين موانع  مي يابند. حتي مي توان گفت مناطق آزاد براي اغلب اين گونه کشورها وسيله اي سياسي و استراتژيک براي حصول به راهبردهاي اقتصادي است. عدم موفقيت مناطق آزاد در بسياري از کشورهاي در حال توسعه را مي توان به گشوده نبودن فضاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي به اندازه کافي براي پيوند گسترده تر با اقتصاد جهاني دانست. پاره اي از مهمترين  علل ناکاميابي مناطق آزاد در اغلب کشورهاي در حال توسعه را مي توان به بي ثباتي سياسي و ضعف قدرت مرکزي در اتخاذ تصميم هاي اساسي، فضاي نامناسب براي جذب سرمايه خارجي، مکان يابي نادرست، ضعف مديريت منطقه آزاد، کمبود آموزش نيروي کار و بازده اندک نيروي انساني، هزينه زياد تاسيسات زيربنايي و سرمايه گذاري هاي بي مورد، ضعف تعمير و نگاهداري تاسيسات و امکانات زيربنايي عملياتي، کمبود امکانات مالي و نقدينگي مربوط دانست.
در مقابل علل و عوامل موفقيت مناطق آزاد  در برخي ديگر از کشورها را مي توان به روشن بودن سياست جلب سرمايه هاي خارجي به منطقه، آزادي کامل ورود مواد اوليه، قطعات، لوازم و کالاهاي سرمايه اي مورد نياز واحد هاي صنعتي مستقر در منطقه، ترخيص سريع و کم هزينه کالاهاي وارداتي و صادراتي از مبادی ورودی و خروجی گمرک هاي مستقر در مناطق آزاد، تبعيت از يک سيستم کنترل ارزي کاملاً آزاد بدون محدوديت و کنترل، رسيدگي سريع به درخواست هاي مربوط به سرمايه گذاري، ساده بودن تشريفات مربوط به استخدام نيروي کار يا خاتمه دادن به خدمت افراد شاغل در واحد هاي مستقر در منطقه آزاد، انتخاب صحيح مکان منطقه از لحاظ قرار داشتن در يک ناحيه شهري برخوردار از نيروي کار ارزان و مناسب و نيز برخورداري از شبکه ارتباطي نيرومند (بنادرمهم، جاده هاي خوب، فرودگاه بين المللي و... ) دانست


مناطق ويژه اقتصادي:
در تبصره 20 قانون برنامه پنج ساله اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1368 چنين آمده است :  ً به منظور پشتيباني توليد، گمرک ايران و سازمان بنادر و کشتيراني موظفند حداکثر ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون، مناطق ويژه حراست شده اي را در مبادي ورودي و يا گمرکات داخلي جهت نگهداري به صورت اماني مواد اوليه و قطعات و ابزار و مواد توليدي که بدون انتقال ارز وارد مي شود تاسيس نمايند ً .
ورود کالا از